الشيخ رسول جعفريان
406
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
يُخْرِجُوكَ ، وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ ، وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ . « 1 » و آن هنگام را به يادآور كه كافران دربارهء تو مكر كردند تا در بندت افكنند يا بكشندت يا از شهر بيرون سازند . آنان مكر كردند و خدا نيز مكر كرد و خدا بهترى مكر كنندگان است . ابن اسحاق گفته است كه اين آيه در همان روز نازل شد . « 2 » اما همانگونه كه اشاره شد سورهء انفال از سُوَر مدنى بوده و محتملًا اين حكايت خداوند از تصميمى است كه زمانى مشركان گرفته بودند . بيشتر اخبار مربوط به جلسهء دارالندوه متفقاند كه ابوجهل پيشنهاد قتل را داده است . در همين گزارشات آمده است ، كه « شيخ نجدى » كه در جلسه حضور داشته با رد پيشنهادات ديگران از طرح ابوجهل حمايت كرده است . گفته شده كه شيطان در قيافه نجدى ظاهر شده است . در اين باره نمىتوان شاهدى يافت كه شيطان [ ابليس ] بودن او را تأييد كند . طبعاً مسلمانان بعدها نمىتوانستهاند چنين پيرى را كه اين چنين جلسه مشاورت را هدايت كرده جز شيطان تصور كنند . « 3 » ابو جهل براى مشكل پيدايش نزاع داخلى براى قريش طرحى را ارائه داد كه همه خانوادههاى قريش و حتى ابولهب عموى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در اين توطئه شركت كنند تا حتى اگر بنى هاشم مدعى شدند نتوانند در برابر همه خاندانها بايستند . در آن صورت به ديه راضى خواهند شد و مسأله خاتمه خواهد يافت . « 4 » در اين زمان ( پس از درگذشت ابوطالب ) نفوذ ابولهب در بنى هاشم گسترده بود . و به دليل دشمنى قطعى وى با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن اتحاد سابق از سوى بنى هاشم به دفاع از آن حضرت كه ابوطالب عليه السلام پشتوانه آن بود وجود نداشت . در بسيارى از مآخذ آمده است كه جبرئيل خبر اين توطئه را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسانده و او را از خوابيدن در خانه در شب موعود بر حذر داشت . « 5 » به نقل ابن سعد ، رُقَيْعة فرزند ابوصيفى [ فرزند هاشم ] خبر اجتماع قريش و تصميم آنها دربارهء قتل رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را در شب موعود به آن حضرت رساند . « 6 » اين دونقل منافاتى با يكديگر ندارد .
--> ( 1 ) . انفال ، 30 ( 2 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 484 ( 3 ) . تصور ديگر آنست كه حضور شيطان در قيافه نجدى مىتوانست ريشه در انديشههاى دوره جاهلى داشته باشد . گفتهاند : زمانى نيز كه حجرالاسود به پيشنهاد حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم براى رفع نزاع به جاى خود نهاده شد ( زمانى كه آن حضرت سى و پنج سال داشت ) همين شيخ نجدى فرياد زده كه چرا اجازه دادند اين غلام سنگ را برجايش نهد نه اشراف و بزرگان ؟ انتخاب نجدى براى چنين نقلى بدان دليل بوده كه اهل تهامه هواى حمايت از محمد صلى الله عليه و آله و سلم را داشتند . السيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 25 ؛ مقدسى درباره ابليس و دو بيتى كه به او منسوب شده مىگويد : كلام ابليس عجيب نبايد تلقى شود زيرا گاهى به كسى كه عمل ابليس گونه دارد ابليس مىگويند . البدء والتاريخ ، ج 4 ، ص 174 ؛ در ابن باره در بخش نخست كتاب توضيحاتى دادهايم . ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 482 ؛ انساب الاشرف ، ج 1 ، ص 260 ( 5 ) . السيرة النبوية ج 2 ص 483 ، انساب الاشراف ج 1 ص 260 ( 6 ) . طبقات الكبرى ، ابن سعد ، ج 8 ، ص 223 ؛ الاصابة ، ج 4 ، ص 303